روزنامه کیهان مطلب جالبی در ارتباط با مرگ اکبر گنجی چاپ کرده مرگ گنجی به روایت کیهان
تحلیل ابراهیم نبوی را هم در این رابطه بخوانید پروژه گنجی 2
گنجی هر روز به مرگ نزدیکتر می شود.به حرف های مرتضوی وقعی ننهید.بیمارستان فقط برای کاستن فشار افکار عمومی ست و همه مرگ او را انتظار می کشند.
هم آنهایی که گنجی برایشان به کابوسی شبانه مبدل شده و خواب را از چشمانشان ربوده و حاضرند با هر هزینه ای او را از میان بردارند.
اشخاصی که گنجی در نامه هایش به صراحت نام آنها را بر زبان آورد.
هم اصلاح طلب نماهای کشور !آنها که از نام او برای رسیدن به اهداف خود استفاده کردند و از اعتبار او خرج ها کردند و حال که در قدرت نیستند نیازی به او ندارند.گنجی برای این جماعت فقط در تابوت معنا پیدا می کند.
آری آنان هم انتظار مرگ او را دارند تا فردای آنروز بیانیه ها صادر کنند و مجالس متعدد بگیرند و در رثای او قلم فرسائی کنند تا شاید بتوانند اینبار هم به نفع خود بازی را تمام کنند و باز از مظلومیت تاریخی خود قصه ها سازند . اما گنجی از آنان نیست.
گنجی گلسرخی دوم ایران است.گلسرخی که کسی امروز او را نمی شناسد و یادی از او نمی کند. در گذر زمان برایمان فراموش شده است گلسرخی که بود؟ به یقین تا سالیان دیگر گنجی راهم کسی به خاطر نخواهد آورد.
گنجی جزنی زمان ماست.گنجی ... .
به شما اطمینان می دهم فردای روز مرگ گنجی هزاران تن در تشیع پیکرش به خیابان ها بیایندو شعار دهند و گریه کنند ولی فردا فراموش می کنند گنجی برای چه فریاد زد و مرگ خود را به جلو انداخت.واقعا آیا هنوز که آن فردا نرسیده می دانیم اکبر برای چه فریاد می زند؟ انسانیت برای ما ایرانیان چه مفهوم جالبی دارد.
در روزنامه خواندم بعد از انتخاب احمدی نژاد درخواست برای عضویت در بسیج چند برابر شده - ناخواسته یاد میرزاده عشقی افتادم که چه زیبا می گوید:
ایرانیان مردمی خوب زرنگند حیف که همچون بوقلمون رنگ به رنگند
امیدوارم همگی شاد باشید!
این آغاز آشنایی ماست. خوشحال میشم که نظرات خودتون رو در مورد هر مطلب بشنوم.![]()